کوهمردان استان

محمد حسین طالبی مقدم

 حسین طالبی مقدم


حسین طالبی مقدم در سال ۱۳۳۹ در همدان به دنیا آمد و از ۱۳ سالگی همراه برادر خود «محمد» برای کوهنوردی آماتور به الوند می‌رفت، و از سال ۱۳۵۷ با شرکت در کلاس کارآموزی کوهنوردی به مربیگری «فریدون اسماعیل زاده» در رشته سنگنوردی و دیواره نوردی به مهارت دست یافت و اقدام به گشایش مسیرهای سنگنوردی طبیعی و مصنوعی در سنگها و دیواره‌های ایران کرد.
در سال ۱۳۶۳ دوره مربیگری سنگنوردی در بند یخچال تهران و در سال ۱۳۶۴ دوره مربیگری یخ و برف در منطقه علم‌کوه و در سال ۱۳۷۴ دوره مربیگری غارنوردی را با موفقیت پشت سرگذاشت.
او از بنیانگذاران گروه کوهنوردی بابک همدان و مؤسس باشگاه کوهنوردی کانون همدان بود و به جرأت می‌توان گفت «حسین طالبی مقدم» پرکارترین دیواره نوردان ایران بود، به حدّی که تا به حال کارهای ماندگار او تکرار نشده‌است.
حسین مقدم در مهر ماه سال ۱۳۸۵ در اثر سرطان ریه درگذشت.

در انتها نگاهي گذرا به كارنامة كاري اين ديواره نورد بزرگ خواهيم داشت.
۱- اولین صعود مسیر لهستانیهای ۵۲ علم کوه با رکورد زمانی ۶ ساعت در سال ۱۳۶۵.
۲- اولین صعود دو مسیر در یک روز، مسیر لهستانیهای ۵۲ در زمان ۴٫۵ ساعت و مسیر فرانسویها در زمان ۴٫۵ ساعت و بازگشت هر دو مسیر از قله علم‌کوه از مسیر سیاه سنگها تا علم چال.
۳- اولین صعود سه مسیر در یک روز (مسیر لهستانیهای ۵۲، فرانسویها و هاری‌رُست)، در این صعود مسیر لهستانیها در زمان ۵٫۱۰ ساعت، فرانسویها در زمان ۳ ساعت و هاری‌رُست در زمان ۲ ساعت صعود شده و مجموع فعالیت در یک روز با احتساب هر بازگشت از سیاه سنگ ۱۲ ساعت و ۲۰ دقیقه انجام شد.
۴- صعود یکروزه مسیر فرانسویها بدون استفاده از رکاب و بازگشت به علم چال.
۵- صعود یکروزه مسیر لهستانیهای ۵۲ از رودبارک، در این صعود راهپیمائی تا علم‌چال ۶ ساعت و صعود مسیر لهستانیها ۳٫۵ ساعت به طول انجامید و تا به حال این سریعترین صعود به روی مسیر لهستانیهای ۵۲ در دیواره علم‌کوه می‌باشد.
۶- ۴۶ مرتبه صعود مسیرهای مختلف دیواره علم‌کوه با موفقیت.
۷- ۳۰۰ مرتبه صعود مسیرهای مختلف دیواره بیستون با موفقیت.

۸- گشایش مسیر جدید به نام «همدانیهای ۶۷» در دیواره علم‌کوه به ارتفاع ۱۸۰ متر طی ۶ ساعت.
۹- گشایش مسیر جدید به نام «همدانیهای ۶۸» در دیواره علم‌کوه به ارتفاع ۱۸۰ متر طی ۶ ساعت.
۱۰- گشایش مسیر جدید به نام «همدانیهای ۶۹» در دیواره علم‌کوه به ارتفاع ۱۵۰ متر طی ۵ ساعت.
۱۱- گشایش مسیر جدید به نام «اجل» در دیواره بیستون به ارتفاع ۸۰۰ متر طی ۳ روز.
۱۲- گشایش مسیر جدید به نام «نجاح ۱» در دیواره بیستون به ارتفاع ۷۵۰ متر طی ۱٫۵ روز.
۱۳- گشایش مسیر جدید به نام «احمد متینی صدر» در دیواره بیستون به ارتفاع ۸۰۰ متر طی ۱ روز.
۱۴- گشایش مسیر جدید به نام «شیرین» در دیواره بیستون به ارتفاع ۷۵۰ متر طی ۲ روز.
۱۵- گشایش مسیر جدید به نام «محمدرضا مهرخو» در دیواره بیستون به ارتفاع ۸۰۰ متر طی ۱ روز.
۱۶- گشایش مسیر جدید به نام «فرهاد» در دیواره بیستون به ارتفاع ۷۵۰ متر طی ۲ روز.
۱۷- گشایش مسیر جدید به نام «نگین» در دیواره بیستون به ارتفاع ۷۵۰ متر طی ۲ روز.
۱۸- گشایش مسیر جدید به نام «گروه کانون کوهنوردی همدان» در دیواره بیستون به ارتفاع ۸۰۰ متر طی ۱ روز.
۱۹- گشایش مسیر جدید به نام «نجاح ۲» در دیواره بیستون به ارتفاع ۸۰۰ متر طی ۱ روز.
۲۰- گشایش مسیر جدید به نام «غارها» در دیواره خان گرمز همدان به ارتفاع ۲۰۰ متر طی ۱ روز.
۲۱- گشایش مسیر جدید به نام «شکاف» در دیواره خان گرمز همدان به ارتفاع ۲۰۰ متر طی ۱ روز.
۲۲- تراورس کامل دیواره خان گرمز همدان طی ۸ ساعت.
۲۳- گشایش مسیر جدید به نام «همدانیها» در دیواره یافته خرم‌آباد به ارتفاع ۱۰۰۰ متر طی ۱ روز.
۲۴-گشایش مسیر جدید در غار کتله خور و کروکی برداری از غار طی ۲۳ برنامه

وی شاگردان بسیاری را نیز در عرصه کوهنوردی و سنگنوردی همدان پرورش داد که دنباله روی کارهایش می باشند

ياد حسين  طالبی مقدم
از حسن نجاتیان
  به یاد آن ستیز گر صخره ها


در مورد حسين طالبي مقدم حرف زدن خيلي سخت است چرا كه كارهاي او را نمی توان در يك سطر، يك جمله يك صفحه گنجاند،  حسین آنقدر کارهای بزگ  و تأثیر گذاری در دوران کوتاه کوهنوردیش انجام داد که مي توان از فعاليتش يك كتاب نوشت، و اگر با نگاهي موشكافانه به گذشته سنگنوردي ايران و خصوصأ دوره اوج صعود هاي سرعتی نگاه كرد، بیدرنگ می توان پی به نقش مثبت  "حسين" برد و سكان داری آن دوران طلايي  که بواقع نقطه عطفی در کوهنوردی ایران محسوب می شود.
 در آن سالها كه خبري از ابزار آلات مدرن و سبك جدید با كارايي بالا نبود و هنوز دوران گوه هاي چوبي كه به مشكلات فراوان ساخته مي شد سپري نشده بود، كه اينها خللي در انجام فعاليت گسترده و بزرگ ايجاد ننمود هيچ، از نظر کار و فعالیت های بزرگ جامعه کوهنوردی  شاهد فعالیت هاي چشمگيري بوديم. كه متأسفانه پس از گذشت این همه سال هنوز زمان های ثبت شده جهت آن صعودها تكرار نشده است، از طرفي  متأسفانه شاهد پسرفت و اتفاقات ناگواري در مناطق کوهنوردی و سنگنوردی مي باشيم كه خود ضربات جبران ناپذیری بر پیکر کوهنوردی پديد خواهد آورد.
سالها قبل الوند و كلاغ لانه خوب بياد دارند جواناني را كه هم  سو و هم گام با "حسين ها "از مرز بيستون و الوند گذشتند تا عاشقانه خود را به ديار مشکل پسندان  علم كوه برسانند، و پاشنه هاي اسپرتكس را ور كشيده به شوق كار را كارستان كردن گام در راه سختون ها نهادند، يادش بخير براي حسين و دوستانش صعود يك روزه دیواره علم کوه چیزی شبیه رويا بود، كه اين مهم با تلاش و تقلا در يافتيم كه مي شود يك روزه از علم چال به قله رسيد به طوری كه سال 1365 را مي شود نقطه طلایی اين سال به حساب آورد، همان سال كه مسير فرانسويها 3.27 دقیقه و مسیر لهستان با زمان 6.40 دقیقه صعود شد و بلافاصله چند روز بعد مسير لهستان با زمان 5.30 تكرار گرديد. و اين در حالي بود كه صعود هاي پر تعداد سنگنوردان در روزهايي متمادي و دیگر به كرات انجام شد و ما دریافتیم باید جهت اجرای کار هاي سخت و دشوار دست به تمرینات مستمر و علمي زد.  
اين ها همه روياهايي بود كه با مدیریت و دانش درست وعلمی حسین ها به تحقق پيوست، اما اينها باز هم حسين را راضي نكرد.
 عشق، عشق می آفریند
       عشق دلشوره به همراه دارد
دلشوره جرات می آفریند
       جرات اعتماد همراه دارد
عشق عشق می آفریند
 چندی نگذشت  به فكر صعود يك روزه این دیواره جهانی افتادیم تا بلکه به شکل یک روزه بتوان  از رودبارك به قله رسید و به علم چال برگشت كه این مهم نیز با همت اين راد مرد و سه تن از ديگر دوستان از دو مسير لهستان و فرانسويها عملي شد.
و  سنگنوردان حاضر در علم چال  عصر آن روز طلایی را فراموش نخواهند کرد که این تیم خسته به سکوی علم چال رسید، و چه جشن و شادی بر پا شد.
تفكر و عشق رسیدن  به اوج هنوز هم در تفكرش شعله ور  می شد و او بود که پیوسته بالاتر و بالاتر می شد .
  آیا به راستي مي شود دو مسير را در يك روز صعود كرد؟؟؟؟
 يا دم آمد كه به من گفتي از اين عشق حذر كن
 يادم مي آيد آن سال آرامش از ما سلب شده بود شده بودیم آب و آتش، تمرينات و سرعتمان را به اوج معنا رسانده بوديم از دويدن در جاده زير عباس آباد گرفته تا صعود سرعتي  الوند و كلاغ لانه گرفته تا صعود مسيرهاي متعدد در بيستون تا بلكه انديشه صعود یکروزه دو مسير در ديواره علم كوه عملي شود كه با تلاش و شجاعت فراوان این مشکل عملی شد.  در آن  سال با چه شوقي بی همتای خود را به علم چال رسانده که در تصور نگنجد باز همه عاشقان جمع بودند و اين شده بود دلگرمی ما همه مدد رسان بودند یکی ابزار می داد دیگری نصیحت می کرد، راستی آن سالها چقدر راحت تر هم را می فهمیدیم، يادش سبز آنقدر صعود كننده زياد بود كه با نوبت صعود مي كرديم و اگر کسی خطایی می کرد چه از لحاظ  رعایت زمان بندی چه رعایت خط سیر صعود، همه داد می زدند و راهنمایی می کردند. در هر شیار این سختون زیبا صعود کننده اي بود كه می خزید و بالا می کشید.
        ” عشق بهترین نغمه در موسیقی زندگی است.
انسان ِ بدون عشق، هرگز با  همسرائی با شکوهِ بشریت همنوا نخواهد شد."                         
 حسين ديگر قرارش نبود فكر اتمام دو مسير در يك روز امانش را بريده بود يک  روز از روزهاي تاريخي و به یاد ماندنی مرداد ماه بود كه به سختي صبحانه را فرو داديم و گام در يخچال علم چال نهاديم .........
 ما مغرور نشده بودیم که فکر صعود سه مسیر در يك روز را به مخیله مان رساندیم.!
 نه هرگز!!  
كمي از عشق بگوييم با هم
راستش اولش فكر كردم عشق ما با اين سختون چه معنا دارد
مگر مي شود رابطه بين ما و سنگ سرد
انگار ارتفاع گرفته بود ما را
و او با صداي با صداي بادش و يا صفير سنگهايش انگار داد مي زد:
 "هر چه معشوق به عاشق بزند حرف درشت
رشته عشق شود محكم تر "
 راه رسم کار و عاشقي را خوب فهمیده بودیم. یار خود را خوب يافته بودیم. با حسین دیگر حرف نمی زدیم فقط کار بود و نگاه و لغزش طناب در میان کارابین و ضربه آهنگين چكش بر ميخ. با چنان شوقي به زير ديواره رسيديم كه بعد از آن هرگز نتوانستيم با آن زمان بالا برسيم، مجالي نبود بايد كار را يكسره مي كرديم در جاهاي دشوار صعود وظيفه حمايت به هشت فرود مدد سپرده مي شد، و ساير اوقات به گره دير آشناي نيم مست ورف كه جان مي داد براي عبور سريع طناب. موضوع اصلي كه نگاهامان مدام به هم نهيب مي زد، اين بود كه نكند كاري كني تا انر‍ژيت تخليه شود.
تازه وقتي قله مي رسيدي اين طور نبود كه ولو شويي نه، نه، بايد همه وجودت انرژي مي شد براي بازگشت و فكر صعود ديگر مسير بازگشت از كوچه باغ هاي  سياه سنگ كه جان به لب مي شدي تا به كف شن اسكي برسي و جام شيرين آب يا چايي گرم را از دست ياران بستاني و باز سرآپا نيروي شوي تا تن خود را برساني به زير ديواره و سر پنجه بسايي به گيره ها.
  و باز او كه صداي نفس هاي تندش هميشه نيرو بود و توان، نمي دانم شايد خود حس مي كرد تا مي تواند بايد كام بگيرد از اين يار ديرين، چون مجال تنگ است. و فراديش هيچ معلوم نيست.
ديگر علم كوه با حسين چونان يك يار ديرينه شده بود، يك تن، تو گويي تني واحد. آري علم كوه و حسن ها خوب بياد دارند روزي كه حسين و محمود يك روزه از مسير فرانسويها خود را به لبه قيف رساندند و يك روزه يكي از زيبا ترين مسيرهاي طبيعي ديواره را به نام همدان گشايش و خاطره شيريني را  بر تارك علم كوه  رقم زدند.
 که موجب حیرت حاظرین گرديد ولي حال علیرغم  گذر سالها از آن صعودها  بايد تأسف خورد  وقتی می شنویم پس از آن دوران و مشکلات سخت مالی که هر کس به سختی سهم صعود را پیدا می کرد وكوله بدوش مي كشيد.
 نمي دانم ولي  انتظار می رفت روند فعالیت رو به جلو باشد، باعث تأسف است وقتی می شنویم  عده اي سنگنورد به بهانه گشايش مسيری امن و بدور از ریزش سنگ اقدام به گشايش مسير با كوبين رول با دريل مي كنند و زخمی نابخشودنی بر پيكر  اين ديواره تاريخي پدید مي آورند كه حاصل کار گشایش مسیری شود به طریق ثابت گذاري ديواره آن هم از بالا، كه بواقع می شود گفت اگر حسين بود حتمأ از مخالفين صد در صد اين فعاليت به حساب مي آمد.